ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

مقدمهء مصحح 1

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

مقدمهء مصحح تصحيح كتاب بطريق علمى و انتقادى و آماده ساختن از براى طبع چنان كه امروز متداول گرديده خود فنى است از فنون ادبى انتقادى كه در دنياى ما تا نصف قرن اخير چندان مرسوم و متداول نبوده است . در عهد قديم اگر دانشمندى ميخواست كتابى را بطريق فنى امروزى از حالت ابهام و پيچيدگى به حال سهولت و روشنى باز گرداند ، آن را تفسير با شرح ميكرد ، و اين عمل بيشتر در كتب مذهبى و علمى و كمتر در ادبيات صورت ميگرفت - و مفسر يا شارح ناچار بود قسمت قسمت از اصل كتاب را ذكر كرده سپس آن را بسليقهء خود انتقاد كند و اشكالات آن را رفع سازد و پيچيدگيهاى آن را روشن نمايد و اغلاط آن را بعقيدهء خود بصلاح باز آورد . عيبى كه آن قبيل كتب داشت آن بود كه اصل تأليف از بين ميرفت و كتابى ديگر بوجود ميآمد كه بيشتر از اوقات ، كار خواننده را مشكل‌تر مىساخت . اما تصحيح انتقادى بطريق فنى كه امروز معمولست در دنياى قديم رواجى نداشت و اگر كسى كتابي را تصحيح ميكرد چون غالبا بسليقهء شخصى و بدون تفحص كامل و استقصا بود ناقص و معيوب از كار بيرون ميامد ، يا حواشى بىمعنى كه بشرح و تفسير شبيه‌تر بود در فراويز صفحه و اطراف سطور بوجود ميامد كه كمتر مورد استفاده قرار ميگرفت . ازينرو كمتر كتاب صحيحى از علمى و ادبى ممكن بود بدست خواننده برسد ، مگر كتبى كه در نزد مؤلف يا شاگردان مجاز مؤلف قرائت و مقابله شده و اجازهء قرائت داده شده باشد - و آن هم باز از حليهء انتقاد عارى بود ، و از آن قبيل كتب هم كمتر بدست ميآمد ، و همهء مؤلفان اين زحمت را احتمال نميكردند ، ازين سبب غالب كتب علمى و ادبى در زمان خود مؤلف هم مغلوط و ناقص منتشر مىشد و هر كاتبى بسليقهء خود چيزى مىافزود يا چيزى مىكاست ! دانشمندان از اواخر قرن گذشته به خيال اصلاح اين قبيل كتب كه ميراثهاى علمى و ادبى قديمست افتادند - و از ابتداى قرن اخير ببعد كتبى ازين دست كه با دقت و تحقيق و غور رسى فراوان و مراجعه بمآخذ و اسناد عمده و استقصاى كامل تهيه شده بود انتشار دادند . علما و فضلاى مشرق نيز رفته رفته در سايهء تشويق دانشمندان ديگر اين روش پسنديده را دنبال كردند - ليكن در خود ايران باز ترتيب طبع كتب به همان طرز ديرين دوام داشت و